آیا امام علی علم غیب داشتند؟!

آیا امام علی علم غیب داشتند؟!

یکی از شبهات وارده دربارهء نهج البلاغه موضوع علم غیب است، مخالفین گویند: در نهج البلاغه مطالبی اظهار شده که گوینده ی آن مدعی علم غیب می باشد، در صورتی که اطلاع از غیب مخصوص خداوند است و جز ذات پروردگار کسی از غیب اطلاع ندارد.

اکنون باید نخست دربارهء غیب سخن گفت،تا معلوم شود که غیب چیست،و امام علی بن ابی طالب سلام الله علیه،در خطبه ها و سخنان خود چه گفته و از چه موضوعی پرده برداشته که این چنین مورد حمله قرار گرفته و گفته هایش را در این مورد قبول نکرده اند و در انتساب آنها به آن حضرت تردید نموده اند.

در قرآن مجید از غیب مکرر سخن گفته شده، در جایی می فرماید: این قرآن راهنمای پرهیزکاران است، آن پرهیزکارانی که ایمان به غیب دارند، در جایی دیگر فرمود: این خبرهای غیبی است که ما برای شما می فرستیم و تو قبلا از آنها اطلاعی نداشتی، در یک آیه می فرماید: غیب را جز خداوند کسی نمی داند، و یا اینکه خداوند به غیب آسمانها و زمین عالم است،و یا اینکه خداوند عالم به غیب و شهادت است.

به طور کلی در قرآن مجید کلمهء غیب در آیات مختلفی تکرار شده است و بیش از پنجاه آیه در قرآن مجید هست که در آن غیب ذکر شده است. در سورهء مبارکهء جن می فرماید: علم غیب مخصوص خداوند است و آن را برای کسی آشکار نمی کند، مگر برای رسولان برگزیده اش،در این آیهء شریفه تصریح گردیده که خداوند پیامبران خود را از علم غیب و اسرار نهانی آگاه می گرداند و آنها می توانند چیزهایی را مشاهده کنند و یا مطالبی بگویند که دیگران توانایی آن را ندارند.بنابراین معلوم شد که پیغمبران هم می توانند از غیب مطلع باشند و از آینده خبر دهند و از اسرار مطلع کردند و مردم را از گذشته باخبر سازند،و در قرآن مجید،در داستان حضرت عیسی علیه السلام،با صراحت می گوید که من از آنچه در منزل ذخیره می کنید اطلاع می دهم. غیب یعنی آنچه با حواس ظاهری قابل درک نیست، و دیدگان آن را درنمی یابند،همانند این که مۆمنین،به بهشت و دوزخ و عذاب قبر و فرشتگان معتقد هستند و آنها را مشاهده نمی کنند،و یا اینکه مهدی، علیه السلام،زنده و در میان مردم هست و افراد عادل او را می بینند.

مخالفان نهج البلاغه با دیدن این مطلب می گویند:این کلمات از علی بن ابی طالب علیه السلام،نیست، زیرا گویندهء این سخنان مدعی علم غیب است،در صورتی که اگر در این باره اندکی فکر کنند و زندگی امام علی علیه السلام،را مورد دقت قرار دهند موضوع را درک خواهند کرد

حضرت رسول صلی الله علیه و آله، در زمان خود نسبت به آینده مطالبی فرمودند که همهء آنها بعد از او واقع شد. به حضرت زهرا سلام الله علیها،فرمودند: تو قبل از همه به من ملحق خواهی شد،به علی علیه السلام، فرمودند: ناکثین و مارقین و قاسطین با تو جنگ می کنند و تو را در محراب می کشند و محاسنت را با خون سرت رنگین می کنند. در جای دیگر فرمود:ای علی پس از من مظلوم خواهی شد و باید صبر کنی،و نیز فرمود:فرزندم حسین علیه السلام، را با خاندان و فرزندانش با لب تشنه خواهند کشت. و یا اخباری که دربارهء بنی امیه و سلطنت آنان فرمودند،که همهء این مطالب و پیش گوییها واقع شدند.

اکنون برگردیم به اصل موضوع،در نهج البلاغه خطبه ها و کلمات متعددی از علی علیه السلام، در ملاحم و اخبار از آینده هست،علی علیه السلام، از تسلط معاویه بر بلاد اسلام، و ولایت حجاج بن یوسف ثقفی در عراق و ظلم و فساد او،در غرق شدن بصره و داستان مغول و ورود آنها به عراق سخن گفته است.

مخالفان نهج البلاغه با دیدن این مطلب می گویند:این کلمات از علی بن ابی طالب علیه السلام، نیست، زیرا گویندهء این سخنان مدعی علم غیب است،در صورتی که اگر در این باره اندکی فکر کنند و زندگی امام علی علیه السلام،را مورد دقت قرار دهند موضوع را درک خواهند کرد.

امام علی علیه السلام، از کودکی در دامن حضرت رسول صلی الله علیه و آله، بزرگ شد، و بعد از مبعث رسول اکرم نخستین کسی است که به آن حضرت ایمان آورد.در همه جا با رسول خدا بود و از هنگام بعثت تا وقت وفات نبی اکرم آنی از او دور نبود،و هرچه بر رسول خدا نازل می شد از آن اطلاع داشت.خودش می فرمود: از من بپرسید قبل از آنکه از میان شما بروم،هر مساله ای که به آن نیاز دارید از من سۆال کنید، به خداوند سوگند من علم و دانش فراوانی دارم و از رسو�� خدا صلی الله علیه و آله، مطالب را فراگرفته ام و او همه چیز را به من تعلیم فرموده است. به خداوند سوگند بهتر از همه با قرآن آشنایی دارم،و می دانم کدام آیه در شب و یا در روز و کدام آیه در کوه و یا در بیابان فرود آمده است و ناسخ و منسوخ و شان نزول او را به خوبی می دانم،از تاویل و تفسیرش مطلع هستم، و همهء اینها را رسول خدا صلی الله علیه و آله، به من تعلیم داد.
در سورهء مبارکهء جن می فرماید: علم غیب مخصوص خداوند است و آن را برای کسی آشکار نمی کند،مگر برای رسولان برگزیده اش،در این آیهء شریفه تصریح گردیده که خداوند پیامبران خود را از علم غیب و اسرار نهانی آگاه می گرداند و آنها می توانند چیزهایی را مشاهده کنند و یا مطالبی بگویند که دیگران توانایی آن را ندارند

امیر المۆمنین سلام الله علیه،فرمودند: هنگامی که رسول خدا صلی الله علیه و آله، می خواستند از دنیا بروند مرا نزد خود طلب کردند و با من به سخن گفتن پرداختند، و از حوادثی که بعد از آن جناب خواهد آمد مطلع کردند،و به من هزار باب از علم آموختند که از هر دری هزار در دیگر باز می شد.

دلیل بر این مطلب خطبهء علی علیه السلام،است که اینک در نهج البلاغه وجود دارد. امیر المۆمنین در این خطبه از ظهور اقوام ترک سخن گفته و از تاتارها بحث کرده است. در این هنگام مردی از جای خود برخاست و گفت: یا امیر المۆمنین شما علم غیب می دانید؟ علی علیه السلام، فرمود ای مرد کلبی اینها علم غیب نیست، من این سخنان را از صاحب علم فرا گرفته ام،یعنی از حضرت رسول صلی الله علیه و آله.

پس، بنابر مطالبی که نقل شد،موضوع علم غیب و اخبار از آینده در نهج البلاغه به آسانی قابل حل است و جای شک و تردید دراین باره نیست. مطلب قابل توجه این است که مخالفان می گویند سید رضی و سید مرتضی این مطالب را به علی نسبت داده اند، در صورتی که ظهور مغول و قوم تاتارها دویست و پانزده سال بعد از فوت رضی واقع شده و اکنون نسخهء نهج البلاغه مورخ ۵۱۰ و ۵۴۴ در دست نگارندهء این سطور هست که صد سال قبل از ظهور مغول تحریر شده است.

منابع: مقاله: شک و شبهه در نهج البلاغه، نویسنده: شیخ عزیز الله عطاردی، مجله گلستان قرآن شماره ۵٫

نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه