خصوصیات عالم برزخ

موجودی‌ که‌ در عالم‌ برزخ‌ است‌ ماده‌ ندارد؛ اما شکل‌ و صورت‌ و حد و کم و کیف‌ و أعراض‌ فعلیه‌ را دارد؛ یعنی‌ دارای‌ اندازه‌ و حدود است‌، دارای‌ رنگ‌ و بوست‌. صورت‌ مردمان‌ برزخی‌ رنگ‌ و حد دارد، و در آنجا خوشحالی‌ و مسرت‌ و غضب‌ و نگرانی‌ هست‌، در آنجا نور هست‌.

خصوصیات عالم برزخ

انسان‌ که‌ از این‌ دنیا می رود، به‌ عالم‌ دیگری‌ به‌ نام‌ برزخ‌ وارد می شود و در آنجا هست‌ تا وقتی که‌ در صور دمیده‌ شود و مردم‌ از قبرها بیرون‌ آیند، در آن‌ وقت‌ به‌ عالم‌ قیامت‌ وارد می شوند. برزخ‌ به‌ معنای‌ فاصله‌ است‌، فاصله‌ بین‌ دو خشکی‌ یا دو آب‌ یا دو چیز دیگر را برزخ‌ گویند و چون‌ عالمی‌ که‌ انسان‌ پس‌ از مردن‌ در آنجا به سر می برد، فاصله‌ایست‌ بین‌ عالم‌ دنیا و قیامت‌، آن را عالم‌ برزخ‌ گویند. برای‌ آنکه‌ خصوصیات‌ عالم‌ برزخ‌ قدری‌ روشن‌ شود، باید توضیح‌ بیشتری‌ در این‌ باره‌ داده‌ شود.

بین‌ این‌ عالَم‌ که‌ عالم‌ جسم‌ و جسمانیات‌ است‌ ـ که‌ فعلاً در آن‌ زندگی‌ مادی‌ خود را می‌گذرانیم‌ ـ و بین‌ عالم‌ اسماء و صفات‌ الهی‌، دو عالم‌ است‌: یکی‌ عالم‌ مثال‌ و دیگری‌ عالم‌ نفس‌. عالم مثال را عالم‌ برزخ‌، و عالم نفس را عالم‌ قیامت‌ نیز گویند. و انسان‌ تا از این‌ دو عالم‌ نگذرد به‌ مقام‌ اسماء و صفات‌ الهیه‌ نخواهد رسید؛ کما اینکه‌ انسان‌ تا از عالم‌ برزخ‌ نگذرد به‌ عالم‌ قیامت‌ نمی‌رسد و به‌ مقام‌ اسماء و صفات‌ کلیه‌ الهیه‌ نمی‌رسد مگر آنکه‌ از نفس‌ و قیامت‌ عبور کند. و مراد از قیامت‌ در اینجا قیامت کبری است‌؛ چون‌ دو قیامت‌ داریم‌: یکی‌ قیامت صغری‌، و آن‌ عبارت‌ است‌ از مردن‌ و وارد در عالم‌ برزخ‌ شدن‌؛ و بر همین‌ اصل‌ رسول‌ الله‌ صلی‌ الله‌ علیه‌ و آله‌ فرمود: «مَنْ مَاتَ فَقَدْ قَامَتْ قِیَامَتُهُ؛ هر کس‌ بمیرد قیامت‌ او برپا شده‌ است‌». دیگری‌ قیامت‌ کبری‌، و آن‌ عبارت‌ است‌ از خروج‌ از عالم‌ برزخ‌ و مثال‌ و داخل‌ شدن‌ در عالم‌ نفس‌ و قیامت‌. وقتی که‌ مردم‌ از عالم‌ قبر خارج‌ و به سوی‌ عالم‌ ظهورات‌ نفس‌ کلیه‌ رهسپار می گردند، قیامت‌ کبرای‌ آنان‌ بر پا شده‌ است‌.

عالم‌ ماده‌ دارای‌ هیولی‌ و طبع‌ و جسم‌ و جسمانیات‌ است‌ و عالم‌ نفس‌، تجرد مطلق‌ از ماده‌ و آثار ماده‌ است‌؛ ولی‌ عالم‌ برزخ‌ فاصله‌ بین‌ این‌ دو عالم‌ است‌؛ یعنی‌ ماده‌ نیست‌ ولی‌ آثار ماده‌ از «کَیف‌» و «کَم» و «أیْن‌» و غیرها را دارد. ماده‌، جوهریست‌ که‌ قبول‌ تشکل‌ می کند و صورت‌ جسمیه ‌بر او عارض‌ می گردد، و آثار جسم‌ نیز در او پیدا می شود؛ و به واسطه‌ قبول‌ تشکل‌ و تجسم‌، آن‌ أعراض‌ انفعالیه‌ای‌ که‌ در جسم‌ پیدا می شود در ماده‌ نیز پیدا می شود، و مثل‌ همین‌ ماده‌ای‌ که‌ در این‌ عالم‌ هست‌ و به‌ صور مختلفه‌ درآمده‌ و مردم‌ می‌بینند، چون‌ خاک‌ و سنگ‌ و آب‌ و درخت‌ و بدن‌ انسان‌ و بدن‌ حیوان‌ و أمثال ها در می‌آید.
اما آنچه در روایات به آن اشاره شده است این است که بین این جهان مادی و زمانی که قیامت کبری به وجود می‏آید، برزخ است و انسان ها بعد از مرگ به آنجا منتقل می‏شوند و مۆمنین در آنجا خوش و خرم هستند و کافرین معذّب و بعد از قیامت کبری، حسابرسی انسان ها شروع می‏شود و عده‏ای به جهنم و عده‏ای به بهشت خواهند رفت

موجودی‌ که‌ در عالم‌ برزخ‌ است‌ ماده‌ ندارد؛ اما شکل‌ و صورت‌ و حد و کم و کیف‌ و أعراض‌ فعلیه‌ را دارد؛ یعنی‌ دارای‌ اندازه‌ و حدود است‌، دارای‌ رنگ‌ و بوست‌. صورت‌ مردمان‌ برزخی‌ رنگ‌ و حد دارد، و در آنجا خوشحالی‌ و مسرت‌ و غضب‌ و نگرانی‌ هست‌، در آنجا نور هست‌.

برزخ متصل و برزخ منفصل چیست؟

این بحث از چند ناحیه مورد بحث واقع می‏شود یکی از لحاظ دینی است و دیگری از لحاظ فلسفی و سومی از لحاظ عرفانی.

اما از نظر دینی، در قرآن‏ کریم کلمه برزخ به معنای حدّ فاصل دو چیز به کار برده شده است، در سوره (الرّحمن – ۱۹-۲۰) می‏فرماید: “موج البحرین یلتقیان بینهما برزخ لا یبغیان..” یعنی دو دریای آب شور و شیرین در کنار هم قرار دارند و یک حد فاصلی بین آن دو است طوری که یکی در دیگری نفوذ نمی‏کند، البته در روایات ما این دو دریا تفسیر به دریای نبوت و امامت شده است و امام حسن‏ علیه السلام و امام حسین ‏علیه السلام ثمره این دو دریا هستند.

اما آنچه در روایات به آن اشاره شده است این است که بین این جهان مادی و زمانی که قیامت کبری به وجود می‏آید، برزخ است و انسان ها بعد از مرگ به آنجا منتقل می‏شوند و مۆمنین در آنجا خوش و خرم هستند و کافرین معذّب (اعتقادات صدوق، ص ۲۹) و بعد از قیامت کبری، حسابرسی انسان ها شروع می‏شود و عده‏ای به جهنم و عده‏ای به بهشت خواهند رفت.

اما از نظر فلاسفه، حکمای اسلامی قائلند عالم برزخ همان عالم مثال است، و عالم مثال دو گونه است. مثال متصل (برزخ متصل) و مثال منفصل (برزخ منفصل).

مثال منفصل: جهانی است که قائم به خود بوده و از نفوس جزئیه متخیله بی نیاز و مستقل می‏باشد.

مثال متصل: جهانی است قائم به نفوس جزئیه و پیوسته در متخیله افراد آدمی ظهور می‏کند.

ملاصدرا فیلسوف مسلمان شیعی می‏فرماید: جهان به صورت کلی سه قسم است: ۱- جهان حسّی و دنیا ۲- جهان غیب و آخرت ۳- عالم عقل و مادی. برزخ منفصل حد فاصل جهان حسّ و عالم آخرت است و جهان اَوسط شمرده می‏شود. همان گونه که در انسان هم این سه جهان قابل تصور است: ۱- عقل ۲- خیال ۳- اعضای حسی. همان طور که قوه خیال حد فاصل، قوه عقل و اعضای حسی انسان قرار دارد، عالم عقل هم حد فاصل جهان غیب و جهان حسّی است. از این جهت یکی را برزخ متصل می‏نامیم زیرا از انسان جدا نیست و دیگری را منفصل، زیرا از انسان جداست.

خلاصه از نظر فلاسفه، برزخ، بین عالم عقلی و عالم ماده قرار دارد و در عالم برزخ آثار ماده مثل کمّ – کیف و… وجود دارد ولی خود ماده وجود ندارد.

اما از نظر عرفا، میان عالم جبروت یعنی عالم مجردات و عالم مُلک یعنی جهان مادی عالمی است که آن را به عنوان “عالم مثالی” یا “عالم مثال” می‏نامند. جامی در تعریف این عالم می‏نویسد: عالم مثال یک عالم روحانی است نه از یک جوهر نورانی به لحاظ داشتن مقدار و نیز به دلیل محسوس بودن، شبیه جوهر جسمانی است و از طرف دیگر به دلیل نورانیت، شبیه جوهر مجرّد عقلی است.
موجودی‌ که‌ در عالم‌ برزخ‌ است‌ ماده‌ ندارد؛ اما شکل‌ و صورت‌ و حد و کم و کیف‌ و أعراض‌ فعلیه‌ را دارد؛ یعنی‌ دارای‌ اندازه‌ و حدود است‌، دارای‌ رنگ‌ و بوست‌. صورت‌ مردمان‌ برزخی‌ رنگ‌ و حد دارد، و در آنجا خوشحالی‌ و مسرت‌ و غضب‌ و نگرانی‌ هست‌، در آنجا نور هست‌

عرفا با این برزخ مرتبط هستند و هر کسی به نسبت قوت و استعداد و صفای باطن می‏تواند اموال بندگان را مشاهده کند. و دیگری برزخی است که بعد از مردن انسان ها به آنجا انتقال می‏یابند و کمتر اتفاق می‏افتد که کسی با آنجا ارتباط برقرار کند. قیصری در مقدمه خود بر شرح تائیّه ابن فارض می‏گوید: با غیبت از عالم جسمانی، نخستین روزنه غیبی که به روی انسان گشوده می‏شود همین دریچه عالم مثال است که در این عالم هر کسی به نسب قوت استعداد و صفای باطن می‏تواند احوال بندگان را مشاهده کند. بعد می‏گوید: آن برزخی که انسان پس از مفارقت از بدن جسمانی به آن وارد می‏شود، همین عالم مثال است. منتها آن موطن از برزخ که انسان پس از مرگ به آن وارد می‏شود، غیر از آن موطن برزخی است که از آن موطن وارد دنیا شده است.

بهشت و دوزخ و ثواب و عقاب نیز بر اساس احادیث صحیح، در همین عالم مثالی است و در این عالم است، نعمت های قبر و سۆال نکیر و منکر در همان جا است. بحث و شنود چنان که انبیاء خبر داده‏اند.

خلاصه اینکه:

وجود جهانی حد فاصلِ جهان مادی و جهان عقلی یا آخرت، امری است که از نظر دینی و عقلی و عرفانی امری مسلّم است، گرچه در بیان و تفسیر آن اختلافاتی وجود دارد. ولی آنچه از نظر کاربردی قابل توجه است این است که چگونه زندگی کنیم تا در آنجا گرفتار نشویم، و تنها حل مشکل علمی آن، کافی نیست، بلکه از نظر علمی باید طوری رفتار کنیم که توشه‏ای برای آنجا تهیه کنیم.

منبع : tebyan.net

نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه