رمضان است و همه جا عشق باریده

re1231

 

ای خدا !

من تو را معشوقی دانم که به سودای شورانگیز عشقت دل باخته‌ام

و خود به شیفته‌ای مانَم که سوی کاروان پرشور عاشقانت تاخته‌ام

من از رسم عاشقانِ دل‌سوخته آموخته‌ام که خرسندی‌ات پیشه کنم

و چشم به این دوخته‌ام که از خَشمت اندیشه کنم

اگر آن را بسازی

من عشقی زیباتر بازم

و اگر تو خود بخواهی

من از دامنه‌ی ترس و هراسم می‌کاهم

خدایا !
رمضان است و بهار قرآن

با روزان و شبانی همه نورباران

به هر برزن و کویی که روانه شویم

از نغمه‌ی دل‌انگیز آیه‌آیه‌ی کتابت دیوانه شویم

رمضان است و همه جا عشق باریده

و زمزمه‌ی آیات تو تا نهان‌خانه‌ی همه‌ی شیفتگان تو کشیده

بهار آفرینا !
مرا نیز بر سفره‌ی رنگ‌رنگ عشقت مهمان کن

و به کامی که خود در کامم می‌کنی قرآن‌خوان کن

از هر که به لطف و مهربانی شهره است، تو مهربان‌ترینی

پس امید آن دارم که غبارِ غم از چهره‌ی اندوه‌آلودِ من نیز برچینی

کلمات کلیدی :
نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه