شفاعت چیست ؟

شفاعت چیست ؟

شفاعت یک عامل تربیت است نه یک وسیله پارتى‏بازى و فرار از زیر بار مسئولیت.

از اینجا روشن مى‏شود که شفاعت تغییرى در اراده پروردگار نسبت به گناهکار نمى‏دهد، بلکه این گناهکار است که با ارتباط معنوى با شفاعت کننده نوعى تکامل و پرورش مى‏یابد و به سرحدى مى‏رسد که شایسته عفو خدا مى‏گردد.

اللَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ لا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَ لا نَوْمٌ لَهُ ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی الْأَرْضِ مَنْ ذَا الَّذِی یَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاَّ بِإِذْنِهِ یَعْلَمُ ما بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَ ما خَلْفَهُمْ وَ لا یُحِیطُونَ بِشَیْ‏ءٍ مِنْ عِلْمِهِ إِلاَّ بِما شاءَ وَسِعَ کُرْسِیُّهُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ لا یَۆُدُهُ حِفْظُهُما وَ هُوَ الْعَلِیُّ الْعَظِیمُ (بقره ـ ۲۵۵)

در دو مقاله قبل قسمت «اللَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ لا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَ لا نَوْمٌ لَهُ ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی الْأَرْضِ» را بررسی کردیم. در این نوشتار به ادامه بحث می پردازیم:

در ادامه ششمین توصیف را مطرح کرده و مى‏فرماید:” کیست که در نزد او جز به فرمانش شفاعت کند” (مَنْ ذَا الَّذِی یَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلَّا بِإِذْنِهِ). این در واقع پاسخى است به ادعاى واهى بت پرستان که مى‏گفتند ما اینها (بتها) را به خاطر آن مى‏پرستیم که در پیشگاه خدا براى ما شفاعت کنند، همان گونه که در آیه ۳ سوره زمر آمده است: ما نَعْبُدُهُمْ إِلَّا لِیُقَرِّبُونا إِلَى اللَّهِ زُلْفى‏.

مشرکان، خداوند را قبول داشتند «لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ لَیَقُولُنَّ اللَّهُ» (لقمان، ۲۵) ولى بت‏ها را شفیع مى‏دانستند: «وَ یَقُولُونَ هۆُلاءِ شُفَعاۆُنا» (یونس، ۱۸)

آیة الکرسی، این پناهگاه موهوم را در هم مى‏کوبد و مى‏گوید: کیست که بدون اجازه‏ى او بتواند شفاعت کند؟ نه تنها هستى براى اوست، کارآیى هستى نیز با اذن اوست. با خیال و توهم شما، مخلوقى شفیع دیگرى نمى‏شود.

شفاعت در قیامت وجود دارد، ولى با حساب و کتاب و با اذن خداوند. اگر از کسى عملى سر مى‏زند، با اذن و اراده خداوند بوده و قیّوم بودن او خدشه بردار نیست تا بتوان در گوشه‏اى دور از خواست او کارى صورت داد.

در واقع با یک استفهام انکارى مى‏گوید هیچ کس بدون فرمان خدا نمى‏تواند در پیشگاه او شفاعت کند و این جمله نیز تأکیدى است بر قیومیت خداوند و مالکیت مطلقه او نسبت به تمامى موجودات عالم، یعنى اگر مى‏بینید کسانى در پیشگاه خدا شفاعت مى‏کنند (مانند انبیاء و اولیاء) دلیل بر آن نیست که آنها مالک چیزى هستند و استقلال در اثر دارند، بلکه این مقام شفاعت را نیز خدا به آنها بخشیده، بنابراین شفاعت آنان، چون به فرمان خدا است دلیل دیگرى بر قیومیت و مالکیت او محسوب مى‏شود.
شفاعت کننده، قدرت مستقلى در برابر قدرت خداوند نیست، بلکه پرتوى از اوست و مقام شفاعت مخصوص کسانى است که او بخواهد. لذا نباید بت پرستان با شعار «هۆُلاءِ شُفَعاۆُنا» خیال کنند که بهره‏مند از شفاعت خواهند شد

شفاعت آن است که یک موجود قوى به موجود ضعیف یارى برساند. البته معمولاً این کلمه (شفاعت) در مورد شفاعت از گناهکاران به کار مى‏رود، اما مفهوم شفاعت به معنى وسیع‏تر تمام عوامل و انگیزه‏ها و اسباب عالم هستى را شامل مى‏شود.

مثلًا در نظام آفرینش، نور، آب، هوا و زمین، دانه‏ى گیاه را یارى مى‏کنند تا به مرحله درخت برسد. در نظام کیفر و پاداش نیز، اولیاى خدا گنهکارى را یارى مى‏رسانند تا نجات یابد. (امام صادق علیه السلام فرمودند: «نحن الشافعون» ما هستیم آنهایى که اذن شفاعت دارند. تفسیر نور الثقلین، ج ۱، ص ۲۵۸) ولى هرگز این امدادها نشانه‏ى ضعف خداوند و یا تأثیرپذیرى او نیست. زیرا خود اوست که مقام شفاعت و اجازه آن را به اولیاى خود مى‏دهد و اوست که نظام آفرینش را به نوعى آفریده که وقتى دانه در مسیر رستن قرار گرفت، با نور و هوا و خاک رشد مى‏کند.

به هر حال عوامل مادّى و کمک‏هایى که انسان از مخلوقات مى‏گیرد، در پرتو اذن اوست و در چهار چوب قوانینى است که او حاکم کرده است. به همین دلیل افرادى از شفاعت شدن محرومند «فَما تَنْفَعُهُمْ شَفاعَةُ الشَّافِعِینَ» (مدّثر، ۴۸) چنان که نور، حرارت، آب و خاک، دانه‏اى را رشد مى‏دهند که قابلیّت رشد داشته باشد.

حساب شفاعت از حساب پارتى‏بازى و توصیه‏هاى بى‏دلیل دنیوى در جوامع فاسد، جدا است.

شفاعت، براى جلوگیرى از یأس و ناامیدى و ایجاد پیوند مردم با اولیاى خداست. شفاعت، پاداشى است که خداوند به اولیاى خود مى‏دهد و بهره‏گیرى از آن در روز قیامت، تجسّمى از بهره‏گیرى انسان، از نورِ علم و هدایت انبیاء و اولیاء در دنیاست.
عوامل مادّى و کمک‏هایى که انسان از مخلوقات مى‏گیرد، در پرتو اذن اوست و ��ر چهار چوب قوانینى است که او حاکم کرده است

شفاعت کننده، قدرت مستقلى در برابر قدرت خداوند نیست، بلکه پرتوى از اوست و مقام شفاعت مخصوص کسانى است که او بخواهد. لذا نباید بت پرستان با شعار «هۆُلاءِ شُفَعاۆُنا» (یونس، ۱۸) خیال کنند که بهره‏مند از شفاعت خواهند شد.

یادآورى این نکته لازم است که “شفاعت” نیازمند به یک نوع ارتباط معنوى میان شفاعت کننده و شفاعت شونده است و به این ترتیب کسى که امید شفاعت را دارد، موظف است در این جهان ارتباط معنوى با شخصى که انتظار دارد از او شفاعت کند برقرار سازد و این ارتباط در حقیقت یک نوع وسیله تربیت براى شفاعت شونده خواهد بود که او را به افکار و اعمال و مکتب شخص” شفاعت کننده” نزدیک مى‏کند و در نتیجه شایسته شفاعت مى‏شود.

به این ترتیب شفاعت یک عامل تربیت است نه یک وسیله پارتى‏بازى و فرار از زیر بار مسئولیت و از اینجا روشن مى‏شود که شفاعت تغییرى در اراده پروردگار نسبت به گناهکار نمى‏دهد، بلکه این گناهکار است که با ارتباط معنوى با شفاعت کننده، نوعى تکامل و پرورش مى‏یابد و به سرحدى مى‏رسد که شایسته عفو خدا مى‏گردد.

پیام قسمت بحث شده از آیة الکرسی در این مقاله:

۱ـ نه تنها هستى از اوست، کارایى هستى نیز از اوست. «مَنْ ذَا الَّذِی یَشْفَعُ»

۲ـ با خیال و توهّم شما، چیزى شفیع و واسطه نمى‏شود. «مَنْ ذَا الَّذِی»

۳ـ احدى از او مهربان‏تر نیست. علاقه و مهربانى هر شفیعى از اوست. «إِلَّا بِإِذْنِهِ»

منابع:

تفسیر نور ج ۱

تفسیر نمونه ج ۲

تفسیر نور الثقلین، ج ۱

کلمات کلیدی :
نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه