نوشته های طنزِ حاصل ذهن خلاق هموطنان ایرانی از ابتدای پیدایش SMS و ایمیل تا به امروز در شبکه‌های اجتماعی نظیر توئیتر، وایبر، لاین، واتس آپ و .... حضور همیشگی و پررنگی داشته و دارند.

مجله اینترنتی برترین ها
 
 
 
 
  برترین ها:نوشته های طنزِ حاصل ذهن خلاق هموطنان ایرانی از ابتدای پیدایش SMS و ایمیل تا به امروز در شبکه‌های اجتماعی نظیر توئیتر، وایبر، لاین، واتس آپ، تلگرام و .... حضور همیشگی و پررنگی داشته و دارند. بعید است که سوژه ای در صدر اخبار و صحبت های روز دنیا یا ایران باشد و مردم خلاق ما در راه طنازی و لطیفه سازی برای آن سوژه اقدامی نکرده باشند!

 سعی داریم در این سری مطالب گزیده ای از این نوشته ها را در اختیار شما قرار دهیم که امیدواریم مورد استقبال شما عزیزان قرار گیرد.

******
1. علم روان شناسی ثابت کرده که خندیدن، خوب است، قهقهه عالی است، گریستن، آدم را آرام می کند، اما باور کنید فحش دادن چیزی دیگریست.

2. سوار تاکسی شدم 200 تومن بدهکار شد، گفت حلال کن، گفتم حلال نمی‌کنم. گفت به درک! بزرگوار خیلی به حلال و حروم معتقد بود.

3. چگونه یک دختر را در دو مرحله عصبانی کنیم؟ 1. از او عکس بگیرید. 2 عکس را به او نشان ندهید. (ترجیحاً فرار کنید)

4. عشق را از جوراب زنانه باید آموخت، يه دونش سوراخ ميشه اون يکی خودشو از شير حموم دار میزنه... سرفرصت بازم براتون از عشق میگم. عشق خیلی پیچیدس.

5. ما پیر شدیم اخرشم نفهمیدیم فلاکس درسته یا فلاسک.

6. مرده به زنش sms میده: "عزیزم، من دیشب با رژلبت رو سنگ توالت نوشتم دوستت دارم"
خانمه هم جواب میده: "نفسم، منم دیشب با همون مسواکی که صبح دستت بود، پاکش کردم"
زوج خاصي اند اينا، خدا حفظشون كنه.

7. لذتی که در پس گردنی زدن به بچه های لوس مهمونا دور از چشم والدینشون هست، در قتل عمد نیست.

8. یکی از سخت ترین کارای این دوره و زمونه اینه که بدونی چه جوری با یه بچه رفتار کنی که بهت فحش نده.

9. قبول دارین بیسکویت مادرای قدیم بهتر بودن؟ دیروز یکی خریدم مزه پدر می داد.

10. عکس العمل های خانواده بعد از اینکه من با سر و دستی خونین مال در اثر تصادف به خونه اومدم: مامانم: صاف می ری حموم خودتو به جایی نمیزنی نجس کاری بشه. داداشم: باز رفتی تو دیوار. بابام: به بیمه خبر دادی؟ مامانبزرگم: ناهار خوردی مادرجون؟

11. امروز تو صف نونوایی بودم که یه دفه نونوا گفت: کی سیر خورده؟ منم گفتم: من. گفت: بیا جلو نونتو بدم برو سریع. تا حالا اینجوری تخریب شخصیتی نشده بودم.

12. طرف رفت انجمن اهدای اعضای بدن، عضو بشه جوگیر شد همه رو تیک زد، بعد از مرگش بیمارستان یه شلوار با یه مشت سبیل تحویل خانوادش دادن!

13. یه مدل خودآزاری هست که آدم عاشق کسی می شه که نمی تونه کوچکترین ارتباطی باهاش داشته باشه.

14. شما یادتون نمیاد بزرگترین خلاف ما زمان مدرسه داشتن حل المسائل بود. از اختلاس هم جرمش سنگین تر بود!

15. نشستیم کل خانواده داریم فیلم نگاه می کنیم تیکه حساس فیلم، بابا گوشیش زنگ می خوره جای اینکه بره تو اتاق صحبت کنه، خیلی شیک و مجلسی همونجا می شی��ه و صدای تلویزیون رو کم می کنه! پدر جان، ما در نقش گلدونیم؟

16. وقتی بچه بودم هر وقت می گفتن واسه شفای مریضا دعا کنید، اول از همه واسه شفای قلب مریض میزوگی دعا می کردم.

17. زن داداشم پاش رفته رو سوسک، شب موقع خوابیدن پاشو از تخت آویزون کرده که از خودش دور باشه. نمی دونم دادشم با چه انگیزه ای ادامه می ده به این زندگی.

18. نیم ساعته می خوام برم دستشویی اما بابام تو پذیرایی کمین کرده یکی رد بشه گیرش بیاره تحلیلش رو درباره سوریه و عربستان بگه!

19. بچه که بودم باورم نمی شد دو سوم بدن ما رو آب تشکیل میده تا اینکه این کارتون های ژاپنی رو دیدم لامصبا گریه می کنن سیل میاد.

20. کاش مثانه رو می شد قبل خواب درآورد بعد از خواب گذاشت سر جاش.

21. تقریبا 97 درصد آدمایی که توی اتوبوس و مترو می بینیم پشت تلفن دارن جایی که الان هستن رو می گن دروغ می گن. حداقل سه ایستگاه جلوتر رو می گن.

22. انقدر که زمین فوتبال به نام تختی داریم، سالن کشتی به نامش نداریم!

23. اینبار دیگه چیکار کردم؟
ترجمه: اینبار چطوری مچم رو گرفتی؟
چه جالب، بعد چی شد؟
ترجمه: هنوز داری حرف می زنی؟ بس کن دیکه
نتونستم پیداش کنم
ترجمه: شیء مورد نظتر بیش از یه متر با من فاصله داشت حوصله نداشتم پاشم
برای تمام کارام یه دلیل منطقی دارم
ترجمه: یه کم فرصت بده یه خالی بندی جور کنم

24. کلاس اول دبستان بودم با خوشحالی دست تو نمره ام بردم و 9 رو کردم 19 بردمش پیش بابام گفتم 19 شدم جایزه می خوام! اونم گوشم رو گرفت و گفت حالا برا 91 که گرفتی چی میخوای؟!

25. دقت کردین هر وقت پول خرد نداشته باشین سوار تاکسی شیم، حتما راننده تاکسی با یه مسافر دیگه که قبل از ما پیاده میشه سر پول خرد بحث شون می شه؟

26. یکی از دوستام مغازه فروش سوسیس و کالباس دارن ... یه مشتری اومد تو مغازه گفت 500 گرم کالباس مرغ می خوام دوستم که می کشید دختره پرسید خیالم راحت باشه که خوبن؟ دوستم گفت آره برا خودمون تو خونه از همین می برم بعد گفت شد 700 گرم اشکال نداره؟ دختره گفت نه سگم چاق می شه کمش کن!

27. بعضیا دوست دارن بیشتر آرایش کنن ولی متاسفانه صورتشون تموم می شه.

28. این چینی ها واقعا زبون همدیگرو می فهمن یا جلو بقیه آبروداری می کنن؟

29. سلیقه من به خواهر همه فروشنده ها نزدیکه! می رم هر مغازه ای دست رو هر چی می ذارم میگه اتفاقا من واسه خواهرم خودم اینو برداشتم خیلی راضیه.

30. به مامانم میگم: گشنمه، میگه: عزیزم نون هست، تخم مرغ هست، روغنم هست. برو هر چی دوس داری درست کن بخور.

کلمات کلیدی :
نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه