هر نوشته ای نویسنده ای دارد. هر نویسنده ای حق دارد اسمش را پای مطلبش ببیند. نوشته هایی که در این صفحه می خوانید، Status های کپی پیست شده ای است که در شبکه های اجتماعی دست به دست چرخیده و صاحبش را گم کرده.

مجله اینترنتی برترین ها





روزنامه هفت صبح: هر نوشته ای نویسنده ای دارد. هر نویسنده ای حق دارد اسمش را پای مطلبش ببیند. نوشته هایی که در این صفحه می خوانید، Status های کپی پیست شده ای است که در شبکه های اجتماعی دست به دست چرخیده و صاحبش را گم کرده. اگر «شما» نویسنده این آثار هستید، لطفا عصبانی نشوید. لبخند بزنید و به خواننده هایی فکر کنید که با خواندن نوشته هایتان لبخند می زنند و در دل تحسین تان می کنند.

1- من دیگه پول ندارم شارژ بگیرم و به دوستام زنگ بزنم. بهشون گفتم اگه دیدین کسی زنگ نمی زنه بدونین منم

2- چه حس خوبیه دیدن این جمله is typing ...

3- تنها کسی که از مغزش استفاده می کنه مداده

4- واقعیت های زندگی:

وکیل ها امیدوارن تو دردسر بیفتی

دکترا امیدوارن مریض بشی

پلیسا امیدوارن یه جرمی بکنی

معلما امیدوارن تو یه احمق به دنیا اومده باشی

صاحبخونه ها امیدوارن تو هیچ وقت خونه نخری

دندانپزشکا امیدوارن دندونات فاسد بشن

مکانیکا امیدوارن ماشینت خراب بشه

موسسات کفن و دفن امیدوارن بمیری...

فقط دزدا واست یه زندگی خوب و پربار و موفق و با برکت آرزو می کنن

5- آیا می دانستید در زمان هخامنشیان چاپارهای اسب سواری بودند که سرعت شان از سرعت اینترنت الان بیشتر بود؟

6- قدیما اگه باباها از دست بچه شون ناراحت می شدن می گفتن کاری نکن از ارث محرومت کنم ها
دیشب با بابام دعوام شده، میگه کاری نکن که پسورد اینترنت خونه رو عوض کنم

7- امسال خیلی جدی تصمیم گرفتم زن بگیرم. همه فامیل دارن برام دنبال زن می گردن که یه وقت نرم دختر خودشون رو بگیرم، بدبختش کنم

8- یارو میره مهمونی ناهار به کرفس میدن، شام اسفناج، فرداش صبحانه هم بهش نون و سبزی میدن
میگه: ناهار چیزی درست نکنید خودم میرم میچرم

9- یکی از بزرگترین زجرهای بچگی این بود که باید می رفتیم جنسی که اشتباه خریده بودیم رو پس می دادیم

10- طول و عرض پشه کلا نیم سانت در نیم سانت هم نمی شه ولی وقتی می کشیش تا شعاع 15 سانتیمتر خون می پشه رو دیوار. احتمالا بعد اینکه خونارو می خوره اونا رو Zip می کنه

11- معلم به دانش آموزاش می گه بچه ها شما دلتون پاکه، دعا کنین بارون بیاد. یکی از شاگردا می گه ما اگه دلمون پاک بود شما تا حالا صد دفعه تو راه مدرسه مرده بودی

12- چگونه یک کصافط شویم

قسمت اول:

وقتی میری دستشویی توی دمپایی آب بریز و دمپایی رو یه جوری از پات در بیار که شخص بعدی به سختی بتونه بپوشتش و وقتی فهمید خیسه نابود بشه

قسمت دوم:

وقتی کسی خونه نیست صدای تلویزیون رو تا آخر ببر بالا و بعد خاموشش کن تا وقتی یکی تلویزیون رو روشن کرد از ترس منهم شه

قسمت سوم:

وقتی موهاتون رو بعد از حمام سشوار می کشید، سشوار رو تو حالت روشن از برق بکشید تا نفر بعدی وقتی بزنه برق سکته ناقص بزنه

قسمت چهارم: وقتی خواستی از حمام بیای بیرون شیر آب رو تو حالت دوش ببیند تا نفر بعدی وقتی شیر رو باز کنه آب سرد بریزه رو سر و شونش!

13- یکی از ویژگی های آشپزی من اینه که حتی اگه ماست و خیار هم درست کنم دستم می سوزه

14- تنها عایدی ما از ثروتی که روش ایستادیم، آلودگی هواشه

15- یه مرضی هست که آدم پاهاشو میچسبونه به بخاری یا شوفاژ تا بسوزه بعد یهو بکشه کنار تا خوب بشه بعد دوباره بچسبونه

16- خطرناک تر از کسایی که تظاهر به روشنفکری می کنن، کسایی ان که فکر می کنن خیلی روانشناسن

17- به خانومه می گن شوهرت سکته ناقص کرده. می گه خاک بر سر هیچ کاری رو نمی تونه کامل انجام بده

18- اینکه میوه های کشورهای استوایی رو میارن یه کشور دیگه اصن خوب نیس
ما یه چی تو مایه های آناناس خریده بودیم فقط مثل بز نگاش می کردیم، دفترچه راهنما هم نداشت!

19- سر جلسه امتحان یه خانم بغل دستم نشسته بود

داشتم بهش توضیح میدادم چه جوری تقلب کنه. اونم فقط گوش میداد

امتحان که شروع شد پا شد ورقه ها رو پخش کرد

20- بزرگترین اشتباه کسی که خرش از پل گذشته اینه که فکر می کنه دیگه پلی جلوش نیست

21- به سوسکه میگن آرزوت چیه؟ میگه: یه بار با زن ها بشینیم مشکلاتمون رو حل کنیم. تا کی جیغ؟ تا کی دمپایی؟

22- تو مترو یارو پرسید صادقیه می خوام برم. گفتم باید خطت رو عوض کنی. اونم از تو کیفش سه تا سیم کارت درآورد گفت ایرانسل بهتره یا همراه اول؟

هیچی دیگه شونزده نفر از مسافرا خودشونو پرت کردن پایین، پنج مورد هم سقط جنین داشتیم

23- آقا بالاخره ما نفهمیدیم روبوسی دوتاست یا سه تا، تکلیف ما رو مشخص کنین. شرایط سختیه مخصوصا زمانی که آدم می خواد یه بوس دیگه هم بکنه طرف مقابل میره عقب قیافه آدم شبیه مورچه خوار می شه

24- برا بچه دوستم آدامس موزی خریدم بهش دادم

برگشته میگه: من تریدنت می خورم

کوفت بخوری!

والا ما بچه بودیم لاستیک می جوییدیم

25- به غضنفر میگن با بالش جمله بساز، میگه: یه گنجشک دیدم با تفنگ زدم به بالش

میگن: نه با این بالش، اون یکی بالش

میگه: با تفنگ زدم به اون بالش

میگن: اصلا بالش رو بی خیال شو؛ با تشتک جمله بساز

میگه: تو شک داری زدم به بالش؟

میگن: نمی خواد اصلا با پتو جمله بساز

میگه: په تو شک داری زدم به بالش

میگن: آقا غلط کردیم اصلا با تخت جمله بساز

میگه: خیالت تخت، زدم به بالش!

26- تلخ ترین جمله بازی های دوران کودکی: «تو نخودی باش»

لامصب قدرت تخریبش معادل بمب اتم هیروشیما بود.
نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه