چرا کودکان باید تحرک داشته باشند؟(2)

چرا کودکان باید تحرک داشته باشند؟(2)
کودک متعادل: این مبحث برگرفته از وبلاگ «کودک متعادل» است  که به بررسي مطالب کلاس کودک متعادل، استاد محمود سلطاني می پردازد. در بخش پیش به بررسی ضرورت تحرک کودکان اشاره کردیم و در این مطلب به ادامه آن بحث خواهیم پرداخت.
 
چرا کودکان باید تحرک داشته باشند؟(2) - تصویر 1
 
در دوره ي ماقبل مدرنيسم، مفهوم زندگي « زنده ماندن » بود، قدرت جسمي و مهارت ها براي زنده ماندن صرف مي شد.
 
در دوره ي صنعتي مفهوم زندگي عوض شد و زندگي شد « مصرف » . در نتيجه ورزش هم در خدمت مصرف قرار گرفت. براي حفظ سلامتي بايد ورزش كرد، ورزش هاي متعددي طراحي شد و همزمان علم هم پيشرفت كرد.
 
در كل خاصيت دوره ي مدرن اين است كه هر كاري بخواهيم بكنيم، عاطفي، حفظ حرمت، بالا بردن هوش شناختي و .... يك سر آن ها در مصرف است. در مورد ورزش هم همين طور است.
 
اتفاقي كه در گذار از سنتي به مدرن افتاد اين بود كه نگاه بشر تغيير نكرد. در دوره ي مدرن جنگ و تفكر جنگ سر جايش ماند، فقط شكلش عوض شد. در دوره ي سنتي گلادياتورها وسط ميدان مي رفتند و با شمشير مي جنگيدند.
 
در دوره ي مدرن امروزي انساني تر شده واسمش شده فوتبال. همديگر را نمي كشند ولي در برده بودن بازيكن ها هيچ شكي نيست. فوتباليست ها در اروپا مثل برده خريد و فروش مي شوند. شكل جنگ ها انساني تر شد اما تفكر جنگ و حذف سرجايش ماند.
 
در اين مبحث حركت را مي خواهيم در قالب مدرن بررسي كنيم. در دوره ي سنتي ورزش ها در راستاي رفع نيازها بود مثل سواركاري، تيراندازي و شمشيربازي كه همه براي شكار و جنگ بود.
 
امروزه ورزش تغيير كرده و متنوع شده است. امروز براي رفع نياز بدن به حركت بايد حتماً ورزش كنيم. بچه ها بايد با ورزش آشنا شوند. ورزش حركت را نظام مي دهد و آن را از پراكندگي و آشفتگي، تبديل به يك حركت نظام مند و قانونمند و پيش رونده مي كند. حال مي پردازيم به اين كه چگونه ورزش از كودكي تا بزرگسالي انجام شود تا هر چهار بُعد مخروط انسان در آن ديده شود.
 
ورزش را به چند مرحله تقسيم كرده ام:
 
1 – اولين مرحله كه از نوزادي شروع مي شود، شامل بازي است. بازي هاي حركتي در دوران كودكي زيربناي همه ي مهارت هاي حركتي در دوران بزرگسالي است. بازي هاي حركتي در بچه هاي زير 6 سال لازم و واجب است چون باعث تقويت هوش و ادراك آن ها مي شود.
 
2-  ح��كات موزون مثل باله، يوگا، آكروبات و.....
 
3- نرمش و ورزش هاي سبك مثل پياده روي، دوچرخه سواري و نرمش هاي صبحگاهي
 
4- ورزش هاي طبيعي، يعني ورزش هايي كه ما را به طبيعت نزديك مي كند مثل كوهنوردي، شنا، اسكي، پياده روي در طبيعت و....
 
5 – ورزش هاي قهرماني مثل كشتي، بسكتبال، تنيس، ورزش هاي رزمي، فوتبال، ........
 
ما در اين مبحث قصد آموزش ورزش نداريم بلكه قصد داريم مطلبي را بگوييم كه ممكن است هيچ جاي ديگر گفته نشود و آن مطلب اين است كه بررسي كنيم ببينيم كه ورزشي كه انجام مي دهيم در مسير رشد هست يا نه؟ در كدام جهت است؟ به بالا مي برد يا به پايين؟ مهم اين است كه بدانيم در چه جهتي داريم ورزش مي كنيم؟
 
حركت هايي كه مي كنيم ما را به سمت رشد هدايت مي كند و بالا مي برد يا باعث سقوط مي شود و پايين مي برد. اين قسمت مهمترين بخشي است كه مي خواهيم راجع به آن صحبت كنيم؛ ما تا الآن راجع به يكسري واژه كه ما و فرزندان مان را به سمت رشد هدايت مي كند، صحبت كرديم مثل: حرمت، احترام، سپاسگزاري، سادگي و ادب. ادب بيشتر به روش ها برمي گردد.
 
در ورزش هم ادب وجود دارد. مثلاً ادب فوتبال اين است كه قوانين بازي را رعايت كنند، به داور احترام بگذارند و اگر ادب بازي را رعايت نكنند از داور اخطار مي گيرند يا حتي از بازي اخراج مي شوند.
 
ارزش ديگري كه در ورزش مطرح مي شود و تا آخر دوره هم از آن صحبت خواهيم كرد، « اخلاق » است. اخلاق جمع خلق به معني خوي است.
 
معمولاً با دو پيشوند خوب و بد مي آيد. اما در كل منظور ما اخلاق خوش است؛ اخلاقي است كه ما را به سمت بالا مي برد. اخلاق بد و بداخلاقي را با كلمات ديگري به كار خواهيم برد.
 
اخلاق يعني روش هايي كه در جهت فطرت انسان است و ما را بالا مي  برد. اگر رشد را يك حركت رو به بالا در مسيركمال ببينيم، اين مسير با اخلاق علامت گذاري مي شود و اين جا است كه تربيت معنا پيدا مي كند.
 
قبلاً گفتيم 4 عامل مانع رشد بچه هاست: نظافت، نظم، تربيت و آموزش. اين چهار عامل به خصوص تربيت را هم مثل بقيه ي مسائل در حركت بايد بررسي شوند. ( منظور اين است كه اين چهار عامل را هم بايد دائم بررسي كنيم ببينيم چگونه آن هارا در زندگي خودمان به كار مي بريم آيا ما را به سمت رشد هدايت مي كنند يا به سمت پايين).
 
تربيت و اخلاقي كه مانع حركت شوند، مخرب خواهند بود و ديگر تربيت و اخلاق به معناي ناب خودشان نيست. اخلاق و تربيت علامت گذاري جاده ي رشد هستند، ايمن سازي جاده هستند تا از جاده منحرف نشويم.
 
براي اين كه در مسير درست باشيم و به بُعد الهي برسيم و از مسير منحرف نشويم، بايد موازين اخلاقي را ياد بگيريم. اگر به اين موازين مجهز نباشيم يعني در يك جاده ي كويري ب يعلامت قدم گذاشته ايم؛ ممكن است عبور كنيم و جاده را طي كنيم اما گم خواهيم شد. باي رسيدن به اين بُعد الهي بايد اخلاق داشته باشيم.
 
متأسفانه امروزه مكاتبي در اين جريان هاي عرفاني امروزي به وجود آمده كه مستقيماً به كائنات دعوت مي كنند و ادعاي بردن و اتصال به ماوراء مي كنند و به مسائل ديگر و ابعاد ديگر زندگي و حلال و حرام هيچ اهميتي نمي دهند.
 
بدون اخلاق رسيدن به معنويت و كمال محال است. براي رسيدن به كمال بايد معيار اخلاقي داشته باشيم و مسائل اخلاقي را بايد رعايت كنيم.
 
مسئله ي اخلاق در ورزش از بدو تولد شروع مي شود و بايد اخلاق در حركت و ورزش را در كودك پايه گذاري كنيم. اگر مي خواهيم فرزندمان به خردمندي برسد، اخلاق رابايد رعايت كنيم.
 
دو مسئله ي اخلاقي در ورزش وجود دارد كه به وسيله ان ها مي توانيم بسنجيم كه ورزشي كه انجام مي دهيم اخلاقي است يا خير؟
 
1- رقابت و تفكر رقابت – تفكر رقابت يك تفكر ضد اخلاقي است. ما رقابت سالم و سازنده نداريم، رقابت اخلاقي نداريم. هرنوع رقابتي ضد اخلاقي است. جالب است كه ما رقابت را به معناي حذف شدن يك طرف مي دانيم ولي در فرهنگ لغت به معني نگهباني و مواظبت است.
 
رقيب يعني نگهبان، پاسبان، كسي كه محافظ است. رقبا يعني كساني كه از يكديگر محافظت مي كنند. تقارب يعني نزديك شدن، رقابت يعني پاسباني كردن و نزديك شدن.
 
پس اصلاً به معناي حذف شدن و حذف كردن نيست. آن كلمه اي كه معناي كه معني حذف مي دهد، « نزاع » است. از نزع مي آيد يعني كندن و گرفتن چيزي كه در دست طرف مقابل است.
 
حذف در نزاع است. در دنياي مدرن شكل نزاع را عوض كرده اند و رقابت را تغيير مفهوم داده اند و به جاي نزاع به كار مي برند. در ميدان هاي رقابت تنازع بقا وجود دارد.
 
يك طرف براي حفظ خودش بايد ديگري را حذف كند. شاگرد اولي يعني تنازع بقا. براي بودن در يك مكان يا يك مقام يا يك معشوقه و ....، بقيه بايد حذف شوند. رقابت با مفهوم تنازع بقا، يك مخروط و يك تفكر سرازير و رو به پايين است.
 
در مخروط برعكس، محدوديت وجود دارد. پس تنازع بقا به وجود مي آيد، براي دو نفر جا نيست، يك نفر بايد بماند. اما در مخروط روبه بالا، نامحدود است جايي براي نزاع نيست.
 
چه چيزي مي خواهي كه در اين بيكران هستي و بي نهايتي به دست آوري كه به تونداده باشند. در اين فضاي نا محدود لازم نيست بجنگي، تنازع وجود ندارد.
 
در مسير رشد تنازع معنا ندارد چون رشد من مانع رشد شما نيست و رشد شما هم مانع رشد من نيست. اما در تفكر مادي چرا هست همه مانع يكديگرند.
 
در تفكر مادي فقط يك شاگرد اولي مي خواهيم، يك كاپ قهرماني مي خواهيم. رقابت هاي دنياي امروزي همه تنازع بقا هستند چون اگر به معناي واقعي رقابت بودند، تفكر رقابت يعني مواظب بودن، همراه بودن و نگاهبان بودن از يكديگر.
 
2- مسابقه – در فرهنگ لغت مسابقه ريشه در سبق دارد به معني گذشته. سبقت يعني فاصله گرفتن از گذشته، پيشي گرفتن از قسمتي كه عقب مانده است.
 
يعني هر كسي براي رشد با خودش مسابقه دارد. من در جاي فعلي ايستاده ام، حركت مي كنم به جلوتر، يعني از آن جايي كه بودم سبقت مي گيرم.
 
حالا همه در كنار هم مي رويم، يكي سرعت بيشتري دارد و يكي سرعت كمتر اما همه به سمت يك نامحدود بالاي مخروط مي رويم. در اين نامحدود چيزي نيست كه من بردارم و به شما نرسد و يا شما برداريد و به من نرسد.
 
در دنياي امروزي ما براي مسابقه جايزه مي گذاريم و مخروط را برعكس مي كنيم. چون جايزه يك عدد است، پس هر كس سبقت گرفت به آن مي رسد.
 
اين حالت مسابقه نام ندارد بلكه محاربه است. اگر من مي خواهم كه به آن جايزه برسم پس شماها نبايد برسيد . در صورتي كه نفس مسابقه اين نيست.
 
اگر مخروط ما روبه بالا باشد سبقت گرفتن خيلي هم عالي است. مثلاً در دين ما گفته شده كه در سلام كردن سبقت بگيريد و سعي كنيد زودتر سلام كنيد.
 
زندگي همه ي بزرگان، علما و دانشمندان را در همه ي دنيا نه فقط ايران، مطالعه كنيد، مسلمان و غير مسلمان، همه ي استادان معنوي كمك مي كنند كه شاگردانشان سبقت بگيرند و جلوتر روند. شمس تبريزي هر چه داشت به مولانا داد و رفت. مسابقه محاربه نيست اما ما با جايزه آن را تبديل مي كنيم به محاربه.
 
3- جايزه -  يك مسابقه معنوي و اخلاقي با جايزه به يك كار ضد اخلاقي تبديل مي شود. چرا جايزه؟ ( منظور جايزه مادي و بيروني است ). ما دو نوع جايزه داريم، دروني و بيروني.
 
جايزه بيروني يك بازي مخرب است. جايزه بايد دروني باشد. يك كودك متعادل بايد لحظه به لحظه از خودش جايزه بگيرد. و همه ي انسان ها بايد هر لحظه از خودشان و درون خود جايزه بگيرند.
 
انسان ها در درون خودشان بايد از خودشان سپاسگزاري كنند. چرا منتظر سپاسگزاري از بيرون هستيم؟ چون از درون سپاسگزار خودمان و خداي خود نيستيم.
 
چرا منتظر جايزه از بيرون هستيم؟ چون از درون به خود جايزه نمي دهيم. در نتيجه حال مان بد مي شود از ديگران متوقع و طلبكار مي شويم. تخريب مي شويم و تخريب مي كنيم.
 
به اين گونه يك حركت ورزشي را از فايده هاي آن چشم پوشي مي كنيم و آن را تبديل به فرآيند ضد اخلاقي مي كنيم.
 
رابطه ي برنده / برنده يعني در كنار هم بودن . محاربه در رابطه ي برنده / بازنده است.
 
يكي از حاضرين پرسيدند: اگر تفكر رقابت را حذف كنيم، انگيزه از بين نمي رود؟ بچه ها بي انگيزه نمي شوند؟
 
جواب آقاي سلطاني: حتماً انگيزه ازبين مي رود و حتماً بچه ها بي انگيزه مي شوند؛ ولي كدام انگيزه؟ انگيزه ي خشونت، محاربه، جنگ، حسادت، چشم و هم چشمي.
 
آري همه اين انگيزه ها پايين مي آيند و به جايش انگيزه هايي كه انسان را در مسير رشد بالا مي برند و انگيزه جايزه از درون تقويت مي شوند.
 
انسان ميل به بي نهايت دارد در اين حالت انگيزه ي رشد تقويت مي شود بدون اين كه مقايسه اي در كار باشد. من خودم را نسبت به مبدأ مي سنجم نه نسبت به بغل دستي ام. و چه كار مي توانم كنم كه همه رشد كنند.
 
پيروزي و كاميابي شوق و ذوق دارد و باعث شادماني مي شود پس اين شوق را بايد به سمت معنويت و مسير رشد هدايت كرد. كمال طلبي متعلق به انسان است وقتي معنوي باشد هم خودت بالا مي روي و هم ديگران را بالا مي بري، اما اگر مادي باشد، نه خودت بالا مي روي و نه ديگران را بالا مي بري.
 
در راه رشد و معنويت، انگيزه مسئوليت در من تقويت مي شود و انگيزه نزاع و چشم و هم چشمي و حسادت و... جنگ پايين مي آيد. جنگ حتماً  نبايد بين ملل باشد بلكه حتي جنگ درون خودمان نيز كم مي شود.
 
ممكن  است در اين مسير بي هويت شويم و ميل نداشته باشيم كه در كنكور و رقابت ها وارد شويم و مدال بگيريم، بله اين انگيزه ها را از دست مي دهيم اما انگيزه هايي را به دست آوريم كه هرچه بيشتر ما را به سمت رشد و مبدأ هدايت كند.
 
حاضرين در جلسه: اگر رقابت نباشد پيشرفت نخواهد بود؛
 
آقاي سلطاني: قبلاً هم گفتيم اگر در فضاي مادي و مخروط برعكس باشيم، بله پيشرفت نخواهد بود و ديگر به رقابت احتياجي نيست چون رقابت در مفهوم يعني با هم بودن و در اين فضا همان محاربه جواب گو است.
 
در فضاي مادي تنازع بقا كافي است چون در مخروط برعكس و تفكر مادي فضا محدود است و اگر همديگر را حذف نكنيم، حذف مي شويم. شكي در آن نيست. اما در فضاي معنوي و مخروط رو به بالا، فضا براي همه هست و انگيزه در اين جا رشد فردي و اجتماعي است نه حذف.
 
حاضرين: اگر در فوتبال حذف نباشد ديگر مزه ندارد؟
 
آقاي سلطاني: فوتبال يك بازي زيبا است و در عرصه مهارت هاي حركتي و هماهنگي بين اعضا و غيره بسيار كامل است به خصوص كه روي چمن سبز هم هست همه چيز آن عاليست اما به شرطي كه آخر بازي گل ها را نشمارند و بازيكنان يكديگر را ببوسند و بروند. و همه تيم ها و مربي ها آخرين دستاوردهايشان را باهم به اشتراك بگذارند. در اين حالت شور و هيجان گلادياتوري از بين مي رود و به جاش آرامش معنوي مي آيد.
 
چرا ورزش كوهنوردي اين همه جنجال و طرفدار ندارد؟ چرا المپيك كوهنوردي نداريم؟ چون تماماً ورزش انساني – الهي است. همه به هم كمك مي كنند كه بالا بروند به سمت هدف. كوهنوردي انساني ترين ورزش است.  ما عرصه ي رقابت و حذف بين المللي را در المپيك، به عرصه ي همكاري و برادري تعبير مي كنيم.
 
كجاي اين مسابقات همكاري وبرادري است؟ آيا تمام تيم هايي كه از المپيك برمي گردند شاد و سرحال هستند؟ مردم كشورهايي كه قهرمان پروري كردند و فرستادند المپيك همه راضي و خشنود هستند؟ چقدر مردم جهان بعد از مسابقات قهرماني دچار در گيري هاي مختلف كوچه و خيابان و رسانه و روزنامه ها مي شوند؟
 
كجاي اين هياهوها پيشرفت و برادري است؟ بلكه يك جشنواره جهاني حذف و كشتار است اما با ظاهر انساني.در مقابل ما مسلمان ها يك المپيكداريم به نام حج. مهم نيست كه تو كي هستي؟ چه مقامي داري؟همه با هم به سمت يك هدف مي روند. دنيا مي تواند از حج الهام بگيرد.
 
هر نوع المپيادي كه حذف در آن وجود داشته باشد و در كل تفكر حذف ضد اخلاق است. همه دين ها انسان را به سمت بالا هدايت كرده اند و در هيچ كدام تفكر حذف وجود ندارد. در هيچ ديني گفته نشده كه همنوعت را حذف كن. از اول بشريت تا امروز همه ي اديان دعوت به بي نهايت و نامحدودي كه در آن براي همه جا هست، كرده اند.
 
تفكر حذف را از بچه ها بگيريد.يادمان باشد بچه هاي ما در عصر خرد زندگي مي كنند. بچه هاي شما در دنياي شما زندگي نمي كنند. اگر جلوي رشدشان را بگيريد آن ها را در سطح پايين نگه داشته ايد.
 
دنياي آينده دنياي خرد و معنويت است. جهان به سرعت به سمت معنويت پيش مي رود و ما آن قدر درگير بحران ها هستيم كه اين علائم را نمي بينيم. ما نياز به آموزش اخلاق و ادب براي فرزندان مان داريم.
 
رقابت براي تنازع بقا و محاربه به جاي مسابقه، در رابطه ي بين انسان ها اثر منفي دارد. ما در بحث ارتباط يك چهار راه داريم:
 
                                            برنده/برنده                برنده/بازنده                                                                                                
 
                                           بازنده/ برنده             بازنده/ بازنده
 
تفكر حذف رابطه ي بازنده – برنده به وجود مي آورد و بالعكس. اين رابطه، جنگ و نزاع است فقط يك طرف بايد پيروز شود. در اين رابطه برنده وجود ندارد، همه بازنده هستند.
 
زندگي قهرمان هاي ورزشي را نكاه كنيد زماني كه ديگر مقام و مدال نداشتند، افسرده و سرخورده شدند. در طول ورزش ايران فقط يك تختي را داشتيم كه در مسير انساني و اخلاقي پيش رفت.
 
در مسابقه اي كه حريف خارجي او دست چپش آسيب ديده بود تا آخر زمان بازي تختي به دست چپ او دست نزد. اين مطلب را همين حريف خارجي  او در مراسم تدفين او اذعان كرد. و در مسابقه اي ديگر كه حريف او تازه كار بود  و در مقابل او به لرزه افتاده بود، تختي بازي را مساوي تمام كرد.
 
در افسانه ها نيز پورياي ولي را داريم كه قبل از مسابقه اي براي خواندن نماز به مسجد رفت و در آن جا دعاي مادر حريفش را شنيد كه براي برنده شدن فرزندش دعا مي كرد و پوريا در ميدان شكست خورد تا دعاي آن مادر مستجاب شود.
 
ما اين تفكرات اخلاقي را در فرهنگ خودمان فراوان داريم فقط بايد آن ها را گسترش دهيم. در رابطه ي برنده / بازنده همه بازنده هستند چون هر برنده اي هم اضطراب باخت دارد.
 
هر صاحب عنواني نگران است كه مبادا روزي آن مقام و عنوان را از دست بدهد. هر بازنده اي هم تحقير شده و سرخورده است. پس هردو طرف بازنده هستند. هرگز در مقابل يك بازنده، يك برنده وجود ندارد.
 
تا زماني كه يك بازنده در دنيا وجود دارد كل بشريت بازنده است. اين المپيادها بشريت را بازنده مي كند. چون اگر به بشريت آسيب نمي زد، اوضاع جهان امروزه اين قدر بحراني نبود. بچه هايتان را با تفكر رقابت بزرگ نكنيد.
ورزش
تحرک
کودک
قهرمان
ورزشی
مسابقه
جنگ
نزاع
برنده
بازنده
رقابت
انگیزه
کلمات کلیدی :
نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه