گواهان انسان در رستاخیز

خداوند نعمات فراوانی به بندگان خویش داده است. در این میان نعمت بودن برخی بسیار مشخص است اما شاید برخی نعمات کمتر مورد توجه قرار گیرد. یکی از این نعمت‌های حساس که شاید بسیار مورد غفلت واقع می‌شود “زمان” است. “زمان” را شاید بتوان بزرگترین نعمت حق به بندگانش دانست.

نعمتی که آنقدر با ارزش و مهم است که در شمار گواهان و شاهدان روز رستاخیز قرار گرفته است. مۆید این مطلب روایتی است از امام على (علیه السلام) که می‌فرمایند:

«مٰا مِنْ یَوْمٍ یَمُرُّ عَلَى ابْنِ آدَم اِلّاٰ قٰالَ لَهُ ذٰلِکَ الْیَوْمُ: یَابْنَ آدَمْ! أنَا یَوْمٌ‌جَدِیدٌ وَ اَنَا عَلَیْکَ شَهِیدٌ، فَقُلْ فِىَّ خَیْراً، وَ اعْمَلْ فِىَّ خِیراً، اُشهِدُ لَکَ بِه‌ِ یَوْمَ‌الْقِیٰامَهِ؛ فَاِنَّکَ لَنْ تَرْانِى بَعْدَهُ اَبَداً»؛ «هر روزى که بر انسان مى‌گذرد، آن روز این سخن را با انسان دارد: اى‌انسان! من روزِ تازه‌اى هستم و بر اعمالت شاهد و ناظر، بنابراین در ظرف من‌سخنان خوب بگو و اعمال خیر به جا آور، تا در روز قیامت بر خیرات تو شهادت‌دهم، امروز که گذشت مرا هرگز نخواهى دید!» (بحار الانوار، ج ۷۴، ص۳۷۹)

گواهان انسان در رستاخیز

خداوند بر أعمال و گفتار انسان گواهانى قرار داده است:

” اعضاى بدن انسان یکى از آن شهود است. در آیه۲۰ سوره فصلت مى‌خوانیم: «حَتّىٰ اِذٰا مٰا جٰاءُوها شَهِدَ عَلَیْهِمْ سَمْعُهُمْ‌ وَ اَبْصٰارُهُمْ وَ جُلُودُهُمْ بِمٰا کٰانُوا یَعْمَلُونَ»؛ «وقتى به آنان مى‌رسند گوش‌ها و چشم‌ها و پوست‌هاى تنشان به آنچه مى‌کردند گواهى مى‌دهند».

۲ـ شاهد دوم مکان‌ها هستند. آیه چهارم سوره زلزال ناظر به همین‌مطلب است: «یَوْمَئِذٍ تُحَدِّثُ اَخْبٰارَهٰا»؛ «در آن روز زمین تمام‌خبرهایش را بازگو مى‌کند». آرى روز قیامت وجب به وجب زمین، که برروى آن قدم گذاشته‌ایم، بر علیه ما انسان‌ها شهادت مى‌دهد.

۳ـ زمان هم یکى از شهود یوم‌القیامه است و روایت فوق شاهدى بر این مدّعا است، از روایت فوق استفاده مى‌شود که هر «روز» یک شاهد مستقل است، بنابراین در هر سال سیصد و شصت و پنج شاهد زمانى و براى عمر متوسّط انسان‌ها، یعنى پنجاه سال، ”۱۸۲۵۰”شاهد زمانى شهادت‌خواهند داد! جالب این که این شاهد هر روز به انسان هشدار مى‌دهد، امّا کجاست گوش شنوا؟!

۴ـ شاهد دیگر بر اعمال انسان‌ها پیامبران هر امّتى هستند. در آیه ۴۱ سوره نساء در این زمینه چینن آمده است: «فَکَیْفَ اِذٰا جِئْنٰا مِنْ کُلِّ اُمَّهٍبِشَهِیدٍ وَ جِئْنٰا بِکَ عَلىٰ هٰۆُلاٰءِ شَهِیداً»؛ «حال آن‌ها چگونه است، آن روزى‌که از هر امّتى شاهد و گواهى (بر اعمالشان) مى‌آوریم و تو را نیز بر آنان‌گواه خواهیم آورد؟!» واى بر کسانى که تصوّر مى‌کنند حساب و کتابى درکار نیست، ولى وقتى که پرده‌هاى غفلت کنار زده مى‌شود، گواهان‌متعدّدى را در مقابل خویش مى‌بینند که بر علیه آن‌ها شهادت مى‌دهند!

زمان هم یکى از شهود یوم‌القیامه است و روایت فوق شاهدى بر این مدّعا است، از روایت فوق استفاده مى‌شود که هر «روز» یک شاهد مستقل است، بنابراین در هر سال سیصد و شصت و پنج شاهد زمانى و براى عمر متوسّط انسان‌ها، یعنى پنجاه سال، ”‌۱۸۲۵۰”‌شاهد زمانى شهادت‌خواهند داد! جالب این که این شاهد هر روز به انسان هشدار مى‌دهد، امّا کجاست گوش شنوا؟!

چگونه این همه گواه و شاهد و این همه بى‌خبرى و غفلت قابل جمع ‌است!؟ اگر یک مأمور مواظب انسانى باشد حواسش را کاملاً جمع مى‌کند.

چگونه در مقابل یک مأمور خطاکار این قدر مواظب هستیم، ولى در مقابل این همه گواهان الهى، که هرگز خطا نمى‌کنند، غافل هستیم؟!

ارزش زمان

از مقدمات فوق می توان به دو واقعیّت بسیار مهم رسید:

۱ـ براى هر ذى حیاتى در این جهان وقت معیّن و زمان محدودى است.

۲ـ هر کس پس از ورود به جهان دیگر به جزاى اعمالش چه نیک، چه بد خواهد رسید.

ملل مختلف جهان هر یک براى نشان دادن قیمت و ارزش عمر ضرب المثلى دارند که مشهورترین ضرب المثل‏ها در این زمینه این جمله مشهور است: “وقت طلاست”.

ولى اسلام عزیز و فرهنگ ثمربخش الهى زمان و وقت را با هیچ کدام از عناصر مادى هر چند داراى ارزش بالا و سنگین باشد نسنجیده؛ زیرا در میزان عدل و حکمت، عنصرى از عناصر همسنگ با وقت و عمر انسان نیست.

قیمت و ارزش عمر در اسلام، ایمان و عمل صالح و اخلاق حسنه است. اگر کسى لحظات و دقایق، ساعات و روزها و شب‏ها، هفته‏ها و سال‏هاى عمرش را در برابر تحصیل ایمان و معرفت و عمل صالح و اخلاق حسنه بپردازد، وقت خود را به حق خرج کرده و در این زمینه از هر ضرر و خسرانى مصون مانده و در پایان راه به رضاى خدا و جنّات نعیم خواهد رسید.

صرف عمر در ا��ور بیهوده، یا در عیش و نوش شیطانى، یا در راه طاغوت و طاغوتچه، یا در راه دنیاى محض و مادّیّت خالص، یا در لهو و لعب، هدر دادن وقت وتلف کردن زمان است و عاقبتى جز ذلّت و نکبت و اندوه و حسرت و غضب حقّ و آتش جهنّم ندارد.

آنان که در روز قیامت دچار حسرت و اندوه و اضطراب و وحشت و عذاب و ذلّت مى‏شوند همانانند که در آنجا به تمامى معنى متوجّه مى‏گردند که عمر را ضایع کرده و وقت و زمانى که حضرت حقّ براى رشد و کمال به آنان مرحمت فرموده بود صرف هوا و هوس و ابلیس و جنود او کرده‏اند.

واى بر کسانى که تصوّر مى‌کنند حساب و کتابى درکار نیست، ولى وقتى که پرده‌هاى غفلت کنار زده مى‌شود، گواهان‌متعدّدى را در مقابل خویش مى‌بینند که بر علیه آن‌ها شهادت مى‌دهند!

در آن روز وضع انبیا و اولیا و عاشقان و عارفان و به خصوص سختى عذاب، آنان را بیدار مى‏کند و به منتهاى بینایى نسبت به وضع خودشان مى‏رساند و مى‏فهمند که نمى‏بایست عمر را ضایع مى‏کردند و شب و روز و هفته و سال را به بطالت و گناه مى‏گذراندند؛ به همین خاطر از میان شعله ‏هاى آتش و عذاب سخت الهى فریاد برمى‏آورند: “خداوندا! یک‏بار دیگر ما را به دنیا برگردان و به همان اندازه وقتى که در اختیار ما گذاشتى براى بار دوّم در اختیار ما بگذار، تا تمام لحظات و روز و شب و ماه و سالش را در عمل صالح و ایمان و اخلاق صرف کنیم و بعد از آن از عنایات و الطاف و رحمت و مرحمت تو همچون پاکان و نیکان بهره‏مند گردیم”؛ ولى در پاسخ آنان گفته مى‏شود: “براى یک بار، عمر در اختیارتان گذاشتیم و براى خرج کردن آن در راه صواب و ثواب، توسّط انبیا و اولیا شما را هدایت کردیم، مى‏خواستید همان وقتى که در دنیا بودید از وقت استفاده کنید و از عمر بهره بگیرید”.

به همین خاطر است که پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله) می‌فرمایند: “مدت زندگانی محدود است و هیچ کس از عمری که برایش مقدر شده است، هرگز فراتر نمی‌رود. پس پیش از آن که عمر به سر آید بشتابید”. (منتخب میزان الحکمه، ص ۴۰۷، ح ۴۵۹۲)

نتیجه

خداوند بر أعمال و گفتار انسان گواهانى قرار داده است: اعضاى بدن، مکان‌ها، زمان، پیامبران هر امّتى در شمار گواهان‌اند. اسلام زمان و وقت را با هیچ کدام از عناصر مادى هر چند داراى ارزش بالا و سنگین باشد نسنجیده است. قیمت و ارزش عمر در اسلام، ایمان و عمل صالح و اخلاق حسنه است. فرصت به سرعت باد از دست می‌روند و صرف عمر در امور بیهوده عاقبتى جز حسرت ندارد.

منبع : tebyan.net

نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه